مسيحي از دست مسلمانان تأسيس كردند. تثليثيان (يا ماثورينيان) راهب نبودند، بلكه اعضاي فرقهٴ اوگوستيني محسوب ميشدند، و منشور آنان قانون اوگوستين (ج 1، ص 732) بود، با محدوديتهاي زاهدانه. مركز فرقه در سرفروي، نزديك سواسون، در اين1 قرار داشت. از آنجا كه فرقه پاسخگوي يكي از نيازهاي مبرم زمان بود، تا پنج سده، از موفقيتهاي فراواني برخوردار شد ــ يعني تا وقتي كه اين احتياج محسوس بود. اسيران با پول خريداري ميشدند، ولي اگر لازم ميشد تثليثيان جاي خود را با بردگان و زندانيان عوض ميكردند. خواهران تثليثي هم وجود داشتند. اين فرقه هنوز باقي است، و مراكز آن در سان كريزوگونو و رم، قرار دارد، ولي پيروانش مسلماً خيلي كمتر شده است.
آغاز معماري گوتيك2
در مجلد اول رابطهٴ نزديك ميان معماري و دين، و اهميت آموزشي فراوان مربوط به كارهاي معماري روميايي را خاطرنشان كردهام. اين كوششها بيشاز همه، مورد حمايت فرقهٴ كلوني قرار گرفت. ولي پيش از نيمهٴ سدهٴ دوازدهم، نوع تازهاي از معماري، احتمالاً در ايلدوفرانس، آغاز شد، و در اثناي نيمهٴ دوم آن سده، با سرعت انتشار يافت. معماري روميايي، كه ميتوان گفت تا 1125، به اوج و تنوع خود رسيده بود، تدريجاً جاي خود را به معماري تازه داد، و هر يك از مكتبهاي معماري روميايي (كه دستكم در فرانسه تعدادشان زياد بود) شيوهٴ تازهاي در پيش گرفتند. در سدهٴ شانزدهم، رافائل، وازاري و هنرمندان ديگري كه ميخواستند اين هنر تازه را تحقير كنند، بدان گوتيك نام دادند، و اين نام عليٰرغم نادرستي آشكارش شايع شد، چون نام درستي برايش وجود نداشت. اصطلاح معماري طاقي3 ــ كه اشارهاي است به يكي از جالبترين ويژگيهاي آن، يعني استفاده از طاقهاي نوك تيز4 ــ تا حدي گمراهكننده است، چون طاق نوكتيز (يا طاقنماي اريب) را معماري گوتيك ابداع نكرد، و از قرنها پيش، مورد استفادهٴ مسلمانان بود، فقط آن را با تأكيد و تهور بيشتري بهكار گرفت.
رشد بعدي اين مسائل و امور مربوط بدانها خارج از موضوع بحث ماست. كافي است بهخاطر داشته باشيم كه كاتدرالهاي گوتيك، مانند كاتدرالهاي روميايي، تا قرنها مراكز عمدهٴ آموزش عمومي در غرب مسيحي بود. كاتدرال آراسته همچون انجيل مصوري بود، و در ذرات خود نوعي تعليم.